راه بهشت
لیست داستان های داستان
داستانى از گنج مادى و معنوى‏
داستانى از گنج مادى و معنوى‏
حکایتى از گنج مادى و معنوى گفته اند که خیلى جالب است. من از مرحوم آیت اللّه العظمى آخوند ملاعلى معصومى همدانى شنیدم. ایشان مى فرمودند ادامه ...
خواب شیخ محمد نهاوندى‏
خواب شیخ محمد نهاوندى‏
شیخ محمد نهاوندى، یکى از علماى بزرگ که انسان برجسته اى بود و در علم و عمل و تقوا مشهور بود، نقل کردند که: ایشان گفته است که من نسبت به هزینه کردن این مال الهى در زندگى خودم، با آن همه زحمتى که براى دین مى کشیدم ادامه ...
بهره خدایى جوان متدین
بهره خدایى جوان متدین
جوانى در خانه بود، همسایه او آمد و درب خانه را زد، گفت: جوان، تو متدین، باتربیت و خوب هستى، مى خواهم سفرى چند ماهه بروم. کنیزى دارم که به او علاقه زیادى دارم، مى خواهم او را نزد تو به امانت بگذارم تا وقتى که برگشتم، کنیز را از تو سالم تحویل بگیرم. ادامه ...
حکایت امام کاظم علیه‏السلام با کافر ریاضت کشیده‏
حکایت امام کاظم علیه‏السلام با کافر ریاضت کشیده‏
کسى به مدینه آمد و به مردم مدینه گفت: من مى توانم خبرهایى از زندگى شما بدهم. کسانى که با او در ارتباط بودند، از او خبر مى خواستند و او خبر مى داد و درست مى گفت. این موضوع را به خدمت مبارک موسى بن جعفر علیهما السلام اطلاع دادند که: شخص بى دین و غیر مسلمانى به مدینه آمده و از امور ما خبر مى دهد. ادامه ...
سیماى عارفان‏
سیماى عارفان‏
در بعضى از سفرها به بزرگى برخوردم که سیمایش به سیماى عارفان مى ماند. با او همراه شده در عرض طریق بدو گفتم: «کَیْفَ الطّریقُ إِلى اللّه»؟ راه به سوى خدا چگونه است؟ ادامه ...
جمال دل‏
جمال دل‏
آورده اند که محنت زده اى در راهى مى رفت، مخدّره اى بس با جمال پیشش آمد، چشمش بر کمال حسن او افتاد، دلش صید آن جمال گشت، بر پى آن مخدّره مى رفت، چون آن مخدّره به در سراى خود رسید، التفاتى کرد، آن محنت زده را دید بر پى وى، گفت: مقصود چیست؟ گفت: سلطان جمال تو بر نهادِ ضعیفم سلطنت رانده است و در کمند قهر خویش آورده است، با توام دعوى عشقبازى است و این دعوى نه مجازى است. ادامه ...
مقام با عظمت خلافت‏
مقام با عظمت خلافت‏
دوران با عظمت رسالت و نبوت پیامبر بزرگ اسلام صلى الله علیه و آله در میان دریایى از مصایب و شداید و سختى ها و بلاها و طوفان هاى سهمگین اجتماعى، همراه با هشتاد و چند جنگ به حجة الوداع رسید. ادامه ...
هیچ باکى از مرگ نداشتم!
هیچ باکى از مرگ نداشتم!
امام صادق علیه السلام فرمود: روایت شده به سند صحیح از سلمان فارسى رضى الله عنه که گفت: بر رسول خدا وارد شدم، به من توجه فرمود و چنین گفت: اى سلمان! خداوند پیامبرى را نفرستاد مگر این که براى او دوازده نقیب بوده است، عرضه داشتم: این حقیقت را از پیروان تورات و انجیل شنیده ام، فرمود: اى سلمان! آیا نقباى دوازده گانه مرا که خداوند متعال آنان را براى مقام امامت و وصایت انتخاب فرموده مى شناسى؟ ادامه ...
حکایت امام جواد(علیه‌السلام) و مرد نیکوکار
حکایت امام جواد(علیه‌السلام) و مرد نیکوکار
مرد نیکوکاری در حال نشاط و خوشحالی خدمت امام جواد علیه‌السلام رسید. حضرت فرمود: چه خبر است ‌چنین مسرور و خوشحالی؟ عرض کرد: فرزند رسول خدا! از پدر شما شنیدم که می‌فرمود: بهترین روز شادی انسان روزی است که خداوند توفیق انجام کارهای نیک و خیرات و احسان به او دهد و او را در حل مشکلات برادران دینی موفق بدار ادامه ...